خانه / مدیریت / مدیریت استراتژیک / استراتژی و مدیریت استراتژیک – تعریف و مفهوم

استراتژی و مدیریت استراتژیک – تعریف و مفهوم

استراتژی و مدیریت استراتژیک

این روزها زیاد از واژه‌ی استراتژی و صفت استراتژیک استفاده می­‌کنیم، اما بهتر است این نکته را بدانیم که مفهومی که ما امروزه از آن استفاده می‌کنیم، با مفهومی که قبلا از آن استفاده می‌شُد، بسیار متفاوت است. سابقه‌ی‌ واژه و مفهوم استراتژی به ۳۴۰ سال پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد. در کتاب «هنرجنگ» اثر سان‌تزو، به چگونگی استفاده از این مفهوم برای غلبه بر دشمنان پرداخته شده است. این فیلسوف استراتژی را در اصطلاحِ نظامی، هنر و فن طرح ریزی، ترکیب و تلفیق عملیات نظامی برای رسیدن به هدف جنگی مشخّص و… تعریف کرده است. تاریخچه‌ی برنامه­‌ریزی استراتژیک هم به مسائل نظامی محور بازمی‌گردد.

طبق تعریف لغت‌نامه‌­ی وبستر، «استراتژی، علم برنامه‌­ریزی و هدایت عملیات نظامی بزرگ، با هدف تشخیص و یافتن بهترین موقعیت قبل از شروع درگیریِ واقعی با دشمن است». ولی استراتژی به مفهومی که امروزه از آن استفاده می‌کنیم، برای اولین‌بار توسط آلفرد چندلر، در کتاب «استراتژی و ساختار» به‎کار رفته است.

استراتژی در معنای جدیدش، تصمیماتی را در برمی‌گیرد که درباره­‌ی کجایی مقصد و چگونگی رسیدن به آن مقصد هستند. استراتژی به‎زبان ساده‌تر، همان قصد و نیت است، یعنی چه‌کاری که دوست داریم انجام دهیم و چگونگی انجام آن. استراتژی اهداف بلندمدت را تعریف می­‎کند، ولی معمولا تأکید آن بر چگونگی تحقق این اهداف است. استراتژی وسیله و ابزار ایجاد ارزش نیز هست. همه­‌ی ما این نکته را خوب می‌دانیم که تعریف واحدی از استراتژی و مدیریت استراتژیک وجود ندارد، و این‌که برای استراتژی، تعریف­‌های مختلفی ذکر شده که هر یک ابعاد خاصی از مفاهیم استراتژیک را مورد توجه قرار داده‌اند.

اما برای آن‌که درک کامل­‌تری از مفهوم استراتژی داشته باشیم، ناچاریم بعضی از تعریف­‌های رایجِ استراتژی را با هم مرور کنیم. ولی پیش از آن باید این نکته را بدانیم که هیچ‌کدام از این تعریف‌ها به تنهایی کامل نیستند، و برای رسیدن به درکی کامل از مفهوم استراتژی، نیاز است که همه‌ی آن‌ها را کنار هم قرار دهیم.

مایکل پورتر در طول سال­‌های مختلف، تعاریف مختلفی از استراتژی ارائه کرده و چندبار هم دیدگاه‌های خود را در مورد استراتژی تعدیل یا تکمیل کرده است.

مهم­‌ترین مقاله‌­ی مایکل پورتر در مورد استراتژی، مقاله­‌ی «استراتژی چیست» است، که چندبار به‎این بحث برگشت و تعریف‌های تکمیلی هم ارائه کرد. مایکل پورتر می‌گوید:

استراتژی یعنی کاری را که دیگران انجام می‌دهند با منابع کم‌تر و با کارایی بیش‌تر انجام دادن، یا کارهایی را انجام دادن که هیچ‌کس غیر از ما نتواند آن‌ها را انجام دهد.

مایکل پورتر ارزان‌تر تولید کردن را بیش‌تر از جنس‌ کسب‌ موقعیت‌ رقابتی می‌داند و برای این‌که استراتژی شکل بگیرد، تاکید زیادی بر «تمایز» دارد. به‎همین سبب، با وجودی که ارزان بودن را یک استراتژی عام می‌داند، وقتی که از اتوماسیون ژاپنی و شیوه‌ی تولید ارزان‌قیمت در جنوب شرق آسیا صحبت می‌شود، زیاد استقبال نمی‌کند و توضیح می‌دهد که فناوری دیر یا زود در اختیار همه قرار می‌گیرد، و به‎همین خاطر نمی‌تواند یک مزیت رقابتی بلندمدت ایجاد کند. به‎عبارت دیگر، حتی ارزان بودن هم از نگاه پورتر وقتی ارزشمند است که تقلید کردن از آن دشوار باشد، یا به‎عبارت دیگر به‎گونه‌ای باشد که بتوان آن را یک تمایُز جدی در نظر گرفت. از نظر مایکل پورتر، ماهیت استراتژی یعنی مرتبط کردن یک شرکت به محیطِ اطرافش.

تعریف استراتژی

پیسانو در تعریف استراتژی می‌گوید:

استراتژی متعهد شدن به یک الگوی‌ رفتاری‌ مشخص برای پیروزی در یک رقابت است که به فرض کلی (چه چیزی باعث پیروزی می‌شود؟) ختم می‌شود.

پیسانو سه هدف و ابزار اساسی که برای ایجاد یک استراتژی خوب لازم هستند را نام می‌برد؛ این ابزارها عبارت‌اند از:

  1. استحکام و انسجام
  2. ارتباط و پیوستگی
  3. انطباق و انتظام

استراتژی و مدیریت استراتژیک

هنری مینتزبرگ هم معتقد است که مفاهیمی مثل استراتژی را نمی‌توان در قالب یک تعریف گنجاند، بلکه باید با تعاریف مختلفی به ابعاد گوناگون آن رسید. هنری مینتزبرگ برای تعریف استراتژی، پنج ویژگی پیشنهاد می­‌کند:

  • استراتژی به‌عنوان طرح
  • استراتژی به‌عنوان تمهید
  • استراتژی به معنی الگو
  • استراتژی به‌عنوان وضعیت
  • استراتژی به معنی دیدگاه

در کل باید بگوییم که استراتژی یک مفهوم ذهنی و انتزاعی است. هر استراتژی نوعی نوآوری است که به آینده توجه دارد، و مبنای آن بینش مدیران است. نتیجه‌ی استراتژی زمانی مشخص می‌شود که انجام شده باشد؛ در واقع استراتژی نوعی نگرش است که مجهز بودن به‎آن می‌تواند شانس ما را برای موفقیت در حوزه‌های مختلف افزایش دهد.

استراتژی گونه‌های مختلفی دارد، گروهی از استراتژیست­‌ها، که سابقه‌ی نظامی دارند، سازمان را مانند یک ارتش می‌بینند و مفاهیم دانش استراتژی را از بحث‌های مربوط به تاکتیک و استراتژی در علوم جنگی اقتباس کرده‌اند.

گروهی دیگر، نگاهی اقتصادی به حوزه‌ی مدیریت دارند و هر سازمان یا شرکت را به‌عنوان یک الگو از اقتصاد کلان می‌بینند. این افراد به سازمان به‌عنوان عضوی از بازار نگاه می‌کنند.

درباره تیم محتوای آکادمی فرانگر