خانه / مهارت‎های تکمیلی / تصمیم گیری / خلاصه‌ای از کتاب دشواری انتخاب (Paradox of Choice)

خلاصه‌ای از کتاب دشواری انتخاب (Paradox of Choice)

یکی از کتاب‌های مفید در حوزه تصمیم‌گیری، کتاب دشواری انتخاب (Paradox of choice) است. تیم محتوای آکادمی فرانگر تلاش کرده است بخش‌های کوتاه و مفیدی از این کتاب را برای شما عزیزان بیان کند.

تصمیم‌گیری

شما ترجیح می‌دهید در زمان‌های تصمیم‌گیری با تعداد زیادی گزینه مواجه باشید یا تعداد انتخاب‌هایتان محدود باشد؟

درست است که هرچه تعداد گزینه‌ها بیشتر باشد شما با امکانات و مزایای بیشتری سروکار دارید و شاید حتی انتخاب برایتان لذت‌بخش‌تر باشد اما وجود گزینه‌های زیاد و متنوع نوعی دشواری در انتخاب شما ایجاد می‌کند و می‌تواند منجر به ایجاد اضطراب و استرس و … بشود. مثلاً، انسان امروز حتی می‌تواند انتخاب کند که چطور باشد یا چطور زندگی کند، اما این تصمیمات مهم و گسترده بار زیادی را به دوش انسان تحمیل می‌کند. حق انتخاب خوب است و ما را به خواسته‌هایمان نزدیک‌تر می‌کند. زندگی ما بر اساس انتخاب‌هایمان شکل می‌گیرد حتی اگر متوجه میزان تأثیر انتخاب‌هایمان روی زندگی‌مان نباشیم. انتخاب یعنی استقلال و استقلال نشانه‌ای از زندگی سالم است.

تصمیم گرفتن یک بحث است، تصمیم خوب گرفتن یک داستان متفاوت  است و انرژی زیادی هم مصرف می‌کند. سعی کنید در موارد تصمیم‌گیری گزینه‌های اضافی را کنار بگذارید و از اطلاعات اضافی دوری کنید چرا که درگیری ذهنی کمتر منجر به موفقیت بیشتر می‌شود.

در دنیای امروز، انتخاب‌ها بسیار ساده‌تر شده و ما با محدودیت‌های خیلی کمتری می‌توانیم انتخاب کنیم. بسیاری از تصمیمات کوچک‌اند و چندان مهم نیستند و نباید ذهن خودآگاه ما را به خود مشغول کنند. بهتر است برای تصمیمات مهم‌تر انرژی صرف کنیم.

در تصمیمات ساده هزینه اشتباه خیلی زیاد نیست اما برعکس در تصمیمات بزرگ و پیچیده هزینه اشتباه گاه خیلی زیاد است. وجود گزینه‌های متعدد ممکن است منجر به این شود که پس از مدتی شما به‌جای انتخاب منطقی و هوشمندانه بین موارد ممکن تبدیل به یک پیکر شوید یعنی بین گزینه‌های موجود به صورت تصادفی یک گزینه را انتخاب کنید که در مورد اکثر تصمیمات این روش اصلاً خوب نیست و می‌تواند منجر به تبعات جبران‌ناپذیر در زندگی شما بشود.

اولین مسئله در تصمیم‌گیری این است که بدانیم واقعاً چه می‌خواهیم. به دنبال انتخاب بهترین گزینه موجود در کل جهان هستیم یا نه به دنبال انتخاب یک گزینه مناسب و تا حد امکان منطقی و خوب؟

افراد در تصمیم‌گیری به گونه‌های متفاوتی برخورد می‌کنند و بنا بر نوع برخوردشان به گروه‌های متفاوتی تقسیم می‌شوند.

دو نوع اصلی این افراد عبارت‌اند از:

Maximizers

Satisfiers

گروه اول افرادی هستند که در پی انتخاب بهترین گزینه ممکن هستند. این افراد معمولاً از انتخاب‌های خودشان راضی نیستند. در اکثر موارد انتخاب خود را با گزینه‌های موجود دیگر مقایسه می‌کنند حتی بعد از انتخاب. این افراد عموماً حس نارضایتی را بیشتر از بقیه تجربه می‌کنند.

اما گروه دوم متشکل از افرادی است که به دنبال یک انتخاب منطقی و تا حد امکان خوب هستند و همین‌که گزینه موردنظرشان را با ویژگی‌هایی که می‌خواهند پیدا کنند راضی و خشنود هستند. این گروه دوم بهتر با تصمیمات خود کنار می‌آیند و معمولاً خوشحال‌ترند.

جالب‌توجه است که مسائل بزرگ‌تر تصمیم‌گیری در دنیای واقعی گاه با روش‌های کمی حل می‌شوند. این روش‌ها عبارت‌اند از:

بهینه‌سازی (Optimization)

کاربرد نرم‌افزارهای کامپیوتری در تصمیم‌گیری

هوش مصنوعی و الگوریتم ژنتیک

طراحی تابع هدف

نظریه بازی‌ها (Game theory)

نظریه صف

پیش‌بینی و شبیه‌سازی

تجزیه‌وتحلیل ریسک

حال به بررسی انواع تصمیم‌گیری در حالت‌های مختلف می‌پردازیم:

تصمیم‌گیری مشورتی

در این حالت فرد اطلاعات لازم را در اختیار یک یا چند فرد دیگر نیز قرار می‌دهد و از آن‌ها می‌خواهد تا در انتخاب گزینه مطلوب و مناسب به او کمک کنند.

تصمیم‌گیری بر اساس آمار و اطلاعات

تلاش‌های فردی به نام دنیل برنولی، فیزیکدان و ریاضی‌دان هلندی، موجب شد نگاه به تصمیم‌گیری از حالت کیفی به حالت کمی تغییر یابد. به‌طوری‌که در حال حاضر درس روش‌های کمی در تصمیم‌گیری در دانشگاه‌های مختلف تدریس می‌شود.

عقلانیت محدود

هربرت سایمون در قرن ۲۰آم با بیان کردن بحث عقلانیت محدود، نگاه جدیدی به موضوع تصمیم‌گیری ایجاد کرد. او بیان کرد که انسان یک ماشین با قدرت محاسبه بالا نیست که در تمام حالات بهترین گزینه را انتخاب کند؛ و انسان‌ها با رسیدن به یک گزینه نسبتاً خوب و مطلوب متوقف می‌شوند.

ظهور نگرش شناختی در تصمیم‌گیری

دانشمندان رفتارگرا (دنیل کانمن، تورسکی و ریچارد تیلر و سایر همکاران آن‌ها) معتقدند اگر انسان‌ها خطاهای شناختی خودشان را بشناسند، می‌توانند خیلی بهتر تصمیم‌گیری کنند.

توجه به شهود و تصمیم‌گیری شهودی

افراد زیادی ازجمله دنیل کانمن بسیار تلاش کردند تا موضوع تصمیم‌گیری شهودی را به‌درستی بیان کنند و رواج دهند. به‌طوری‌که رواج این موضوع موجب شد که مدیران بتوانند به‌وضوح تصمیم‌گیری خود را بر اساس شهود انجام بدهند و اطلاع‌رسانی کنند.

نقش احساس در تصمیم‌گیری چیست؟

آنتونیو داماسیو با کتابی به نام خطای دکارت بیان کرد که تصمیم‌گیری شهودی نیز نوع دیگری از تصمیم‌گیری منطقی است و حتی زمانی که شما می‌خواهید به‌صورت شهودی تصمیم‌گیری کنید درواقع پذیرفته‌اید که این حالت نیز نوع دیگری از تصمیم‌گیری منطقی است. با این تفاوت که در حالت شهودی تصمیم پیچیده‌تری پیش رو داریم و ما از توصیف منطق آن ناتوان هستیم.

هوش مصنوعی

دانشمندان زیادی در این زمینه تلاش کردند و امروزه مشاهده می‌کنیم که گاهی ماشین‌ها خیلی بهتر از انسان‌ها تحلیل و تصمیم‌گیری می‌کنند.

فوبیای تصمیم‌گیری

حال می‌خواهیم از فوبیای تصمیم‌گیری صحبت کنیم. همیشه ضعف در تصمیم‌گیری نیست که باعث ایجاد مشکلات برای ما می‌شود، گاهی ترس از تصمیم‌گیری است که ما را در این فرآیند با مشکل روبه‌رو می‌کند و حتی ممکن است منجر به تصمیم‌گیری اشتباه ما بشود.

شاید کلمه فوبیا را بارها و بارها شنیده باشید، مثلاً فوبیای تاریکی. ترس از تصمیم‌گیری هم نوعی فوبیا محسوب می‌شود و بسیار هم مهم و رایج است به‌طوری‌که در این مورد از کلمه مشخصی استفاده می‌کنند. کلمه Decidophobia از دو واژه مجزا تشکیل‌شده. واژه Decide به معنای تصمیم‌گیری و واژه Phobia به معنای ترس بی‌دلیل. این ترس یکی از بدترین انواع ترس‌هاست و شخصی که ترس از تصمیم‌گیری دارد معمولاً به آن آگاه نیست.

ترس از تصمیم‌گیری موجب می‌شود ما نتوانیم از بین گزینه‌های موجود، بهترین مورد را انتخاب کنیم. ممکن است حتی در برخی موارد تصمیم پیش رو خیلی ساده باشد و انتخاب گزینه درست و بهتر کار چندان سختی نباشد اما عوامل مختلف مانند کمال طلبی و … باعث بشوند که نتوانیم تصمیم‌گیری کنیم. البته تمام تصمیم‌ها یکسان نیستند و در برخی موارد تصمیم‌گیری آسان‌تر و در برخی موارد دیگر تصمیم‌گیری بسیار دشوار است.

والتر کافمن در کتاب خودش به نام “بدون گناه و عدالت” به این موضوع اشاره می‌کند. افراد مختلف متفاوت هستند. برخی کمتر و برخی بیشتر دچار ترس و استرس در تصمیم‌گیری می‌شوند. افراد وسواسی، کمال‌گرایان، افراد دارای شخصیت وابسته، افراد با اعتمادبه‌نفس پایین و افرادی که در تصمیم‌گیری از تجربه کافی برخوردار نیستن ازجمله این افراد هستند.

حالا می‌رویم سراغ رایج‌ترین اشتباهات افرادی که دچار این نوع ترس هستند. این افراد معمولاً به دنبال فرار از تصمیم‌گیری یا پنهان کردن ترس خود هستند.

  • فرار از تصمیم‌های بزرگ

فرار از تصمیم‌های بزرگ به سمت تصمیم‌های کوچک یکی از شایع‌ترین اشتباهات انسان‌ها در تصمیم‌گیری است. به‌طوری‌که ما با گرفتن تصمیمات کوچک به‌جای تصمیمات بزرگ عملاً آن تصمیم اصلی را کنار گذاشته‌ایم و سرگرم انتخاب‌های دیگری شدیم.

  • ایجاد تغییرات جزئی

گاهی فرد می‌داند که باید در یک مورد مشخص یک تصمیم اساسی بگیرد. اما ترس از تصمیم‌گیری موجب می‌شود فرآیند تصمیم‌گیری را متوقف کند. و با ایجاد تغییرات کوچک سعی در تغییر شرایط دارد.

  • به تأخیر انداختن تصمیم

گاهی این افراد ترجیح می‌دهند یک تصمیم را به زمان آینده موکول کنند و خودشان را هم با دلایل گوناگون توجیه می‌کنند.

  • کمک گرفتن از یک مشاور

در برخی مواقع فردی که قادر به انتخاب یک گزینه و تصمیم‌گیری نیست سعی دارد مشاوری را پیدا کند که به او کمک کند تصمیم موردنظرش را بگیرد و درواقع فرد مشاور با قطعیت کامل تصمیم شخص موردنظر را تائید کند.

در این موارد عموماً رفتار این افراد طوری است که اگر تصمیم گرفته‌شده درست باشد و به نتایج خوب منتهی بشود، می‌گوید خودم تصمیم درست را گرفتم و اگر نتیجه واقعی خوب نباشد کسی وجود دارد که مسئولیت این انتخاب اشتباه را به عهده او بیندازیم.

بنابراین اگر فردی پاسخ پرسشی را نداند یا در تصمیم‌گیری خودش نیاز به کمک داشته باشد منطقی است که از یک مشاور کمک بگیرد. اما زمانی که ما پاسخ سؤالاتمان را می‌دانیم و تنها برای تأیید نظراتمان به مشاور مراجعه می‌کنیم این اتفاق نشانه بارز وجود ترس از تصمیم‌گیری در ذهن ماست.

  • نیاز به اطلاعات بیشتر

گاهی افراد فکر می‌کنند برای تصمیم گرفتن نیاز به اطلاعات بیشتری دارند و ترجیح می‌دهند فعلاً صبر کنند و تصمیم نگیرند تا اطلاعات بیشتری کسب کنند.  اما متأسفانه گاهی هزینه تصمیم نگرفتن در این شرایط خیلی بیشتر از هزینه گرفتن تصمیم اشتباه هست. به کمک موارد بالا می‌توانیم متوجه بشویم که ما دچار این نوع ترس هستیم یا نه. و اگر پاسخ مثبت باشد حالا برای غلبه بر این فوبیا چه باید بکنیم؟

  • اولین قدم این است که از اشتباه کردن نترسید و به خودتان حق اشتباه بدهید و به خاطر داشته باشید در هنگام مرتکب شدن اشتباه هم تجربه‌های تازه کسب می‌کنید و می‌آموزید.
  • هزینه‌های تصمیم اشتباه خودتان را بپردازید و از این موضوع هراس نداشته باشید.
  • به ندای درونتان گوش کنید و بفهمید که در زندگی‌تان به دنبال چه چیزهایی هستید و چه چیزهایی برایتان لذت‌بخش‌تر هستند. لذت رسیدن به خواسته‌هایتان به شما کمک می‌کند تا بر ترس خود از تصمیم‌گیری غلبه کنید.
  • بدانید که دقیقاً چه می‌خواهید و منتظر چه نتیجه‌ای هستید. گاهی ابهام و سردرگمی در همین موضوع منجر به ترس از انتخاب می‌شود.
  • به خودتان اعتماد کنید و دائماً به خود یادآوری کنید که می‌توانید به‌درستی تصمیم موردنظر را اتخاذ کنید.
  • مسئولیت‌پذیر باشید و استقلال و عزت‌نفس خودتان را بالا ببرید. مسئولیت تصمیماتتان را بپذیرید. این‌گونه راحت‌تر می‌توانید تصمیم بگیرید.
  • نداشتن مهارت و تجربه کافی در تصمیم‌گیری هم می‌تواند منجر به انتخابات نه‌چندان درست و خوب بشود.
  • سعی کنید ابتدا به تمام اطلاعات لازم دسترسی پیدا کنید و پس از تحلیل‌های لازم و با توجه به‌تمامی اطلاعات تصمیم‌گیری کنید.
  • و درنهایت سعی کنید تصمیم‌گیری مؤثر را بیاموزید تا بتوانید تمام گزینه‌های ممکن را بررسی کنید، نقاط ضعف و قوت آن‌ها را بیابید و سپس با آگاهی و تسلط کامل تصمیم‌گیری کنید.

درباره مهدی حبیب زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *