خانه / مهارت‎های تکمیلی / ارزش و ارزش آفرینی / ارزش و ارزش‌آفرینی – تعاریف و مفاهیم

ارزش و ارزش‌آفرینی – تعاریف و مفاهیم

بیش‌تر مردم، ارزش‌­ها و آرزوهایشان را با هد‌‌ف‌­های خود اشتباه می‌گیرند؛ به‎همین دلیل به هیچ یک از اهداف خود نمی­‎رسند. بسیاری از مردم هم ارزش‌­های خود را اولویت­‌بندی نمی­‌کنند، بنابراین در تصمیم­‌گیری‌های خود دچار اشتباه می‌شوند. کلید موفقیت این است که مفهوم ارزش را دانست.

ارزش و ارزش‎آفرینی

اگر بخواهیم ارزش را به زبان خیلی ساده تعریف کنیم، باید گفت ارزش هر چیزی است که برای ما مهم و مطلوب است و یا به‎عبارت دیگر، ارزش از باورها یا مطلوب­‌هایی که برای انسان بسیار مهم‌اند، تشکیل شده است.

منظور از «ارزش آفرینی» اضافه کردن چیزی به جهان است که قبل از این وجود نداشته و پدید آوردن آن موجب زندگی و کسب و کار آسان­‎تری برای دیگران می‌شود. ارزش­‌های ما مسیر کلی زندگی‎ ما، زمینه­‌هایی که می­‌خواهیم در آن‌ها قدم بگذاریم و مباحثی که می­‌خواهیم دنبالشان کنیم را مشخص می‌کنند. هر انسانی در زندگی و کار خود مسیری را انتخاب می‌کند و در آن مسیر شروع به حرکت می‌کند. همیشه انتخاب­‌ها، تصمیم‌ها و اقدامات انسان در حوزه‌هایِ مختلف زندگی‌اش براساس ارزش‌هایش تعیین می‌شود.

همه­‌ی انسان‌ها ارزش­‌هایی برای خود دارند که می‎تواند مثبت و سازنده، یا منفی و مخرب باشند. اگر این ارزش‌ها به نفع خود انسان و اطرافیانش باشند، مفید و سازنده هستند، اما اگر فرد فقط منفعت خود را در نظر بگیرد، ارزش‌هایش مخرب‌اند. به‎عبارت دیگر اگر در یک جامعه‌، همه تلاش کنند تا کیفیت زندگی دیگران بهتر شود، در عمل جامعه رشد خواهد کرد؛ در این توصیف یکی از کلمات مهم، کلمه­‌ی «دیگران» است. کسی که فقط بهبود کیفیت زندگی خود را هدف قرار می‌دهد، راه سختی را پیش روی خود قرار می‌دهد؛ چنین شخصی مجبور می‌شود برای بهبود کیفیت زندگی خود، هزینه‌ای مثل کم کردن کیفیت زندگی دیگران را پرداخت کند. کسی هم که راضی به پرداخت چنین هزینه‌ای در راستای بهبود کیفیت زندگیِ خود می‌شود، مسلما اولین چالشی که گریبان‌گیرش می‌شود، از دست دادن «ثبات و پایداری» است. به‌عنوان مثال شخصی را در نظر بگیرید که ارتباطات دولتی و خصوصی زیادی دارد و می‌تواند با دلالی و وصل کردن یک فرد به دیگری، و گرفتن بودجه برای سازمان‌های مختلف، درآمد خوبی کسب کند؛ چنین شخصی درآمد خوبی دارد، ولی کسب وکار ندارد و کوچک‌ترین تغییراتی مثل تغییر یک مدیر، تغییر دولت یا به هم خوردن یک رابطه، می‌تواند زمینه­‌‎ی کاری او را تحت تاثیر قرار دهد؛ دقیقا همین‌جا است که این شخص «ثبات و پایداری» خود را از دست می‌دهد. به‎همین دلیل بین واژه‌ی دلال و واژه‌ی مدیر کسب و کار یا MBA، باید تفاوت‌هایی قائل شویم. باید توجه داشت که در این‌جا واژه‌ی دلال، به معنای واسطه‌گر نیست.

کسی که زندگی خود را صرف بهتر کردن کیفیت زندگی دیگران می‌کند، خودش هم زندگی بهتری را تجربه خواهد کرد. این فرد برای بخشی از تلاشی که صرف بهتر کردن زندگی دیگران می‌کند، درآمد به دست می‌آورد، که به آن «شغل» می‌گوییم، و از بخش دیگری از تلاشش، احساس خوبی به‌دست می‌آورد که آن را «تفریح» می‌نامیم.

منظور ما از ارزش آفرینی در مدیریت کسب و کار، آفرینش «ارزش اقتصادی» است و منظور از ارزش اقتصادی، هر نوع بهبود در کیفیت زندگی دیگران است که دیگران حاضرند برای آن پول پرداخت کنند. البته در مدیریت، منظور از ارزش اقتصادی، بیش‌تر مفهوم ارزش افزوده است.

ارزش افزوده به این معنا است که دیگران چقدر حاضر هستند بیش‌تر از مجموع هزینه‌هایی که ما برای انجام دادن کارشان هزینه کرده‌­ایم، به ما پرداخت کنند. ذکر این نکته نیز الزامی است که اگر با فشار آوردن به مشتری‌ها، آن‌ها را مجبور به پرداخت بیش‌تر کنیم، ارزش افزوده به معنای واقعی ایجاد نشده و نا­­پایدار است.

پس ارزش و ارزش‌آفرینی به‎معنای واقعیِ آن، زمانی معنا پیدا می‌کند که تمام تلاش‎مان معطوف به این باشد که کیفیت زندگی دیگران بهتر شود، اگر چنین نباشد این ارزش منفی و مخرب است.

درباره مهدی حبیب زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *