خانه / کارگاه‎ها / آموزش گیمیفیکیشن / آشنایی با مفهوم بازی‌سازی

آشنایی با مفهوم بازی‌سازی

بازی‌سازی اولین بار در سال ۲۰۰۲ توسط نیک پلینگ معرفی شد، اما تا سال ۲۰۱۰ خیلی شناخته‌شده نبود؛ از سال ۲۰۱۰ به بعد مفهوم آن به شکل گسترده‌ای توسعه یافت.

بازی‌سازی

بازی‌سازی هنری است که از عناصر بازی یا شبیه ‌بازی برای افزایش مشارکت مردم در کار مشخصی استفاده می‌کند. برخی‌ از مردم تصور می‌کنند بازی‌سازی یعنی خلق یک چیز جدید، درحالی‌که چنین نیست و به معنای تقویت اثر امکانات و چیزهای موجود به‌گونه‌ای است که با ایجاد و تقویت انگیزه افراد، آن‌ها را درگیر می‌کند. (engagement)

طبق مطالعات سازمان گالوپ در سال ۲۰۱۶، تنها ۳۲ درصد از کارکنان سازمان‌ها درگیر کارشان هستند و ۱۶ درصد اصلاً با کار خود درگیر نمی‌شوند. این افراد اصلاً بهره‌وری ندارند و نسبت به شغل خود یک دیدگاه منفی‌ دارند. این گروه بقیه‌ی افراد هم‌تیمی و همکاران خود را با خود همراه می‌کنند و باعث می‌شوند بقیه هم نسبت به کارشان ذهنیت منفی پیدا کنند. تعریف دیگری که برای بازی‌سازی ارائه‌شده به این شرح است: «استفاده از مفاهیم بازی در کارهایی که برای بازی طراحی نشده‌اند.»

نتیجه‌ی استفاده از بازی‌سازی، فروش بیش‌تر، مشتریان وفادارتر، همکاری قوی‌تر، بازگشت سرمایه‌ی بیش‌تر و رضایت بیش‌تر مشتریان است. متأسفانه در ایران، بسیاری از متخصصین بازی‌سازی را با تکنولوژی مرتبط می‌دانند، درحالی‌که خود تکنولوژی این دیدگاه را رد می‌کند. برای توسعه‌ی این دیدگاه نیازی نیست که از تکنولوژی استفاده شود.

کاربرد‌های غالب بازی‌سازی چیست؟

در سال ۲۰۱۶، چهار غالب عمومی و رایج بازی‌سازی به‌صورت زیر تعریف شدند:

  • بازی‌سازی محصول

بازی‌سازی محصول به این معنا است که محصولی، چه آنلاین و چه آفلاین تولید شود که درگیری و جذابیت بیش‌تری برای کاربر فراهم کند. اکثر شرکت‌ها در رقابت هستند تا محصولی تولید کنند که کاربران عاشقش شوند، مدام از آن استفاده کنند و درنهایت آن را به دوست و آشنای خود معرفی کنند.

بسیاری از محصولات تولیدشده به‌اندازه‌ی کافی کاربردی هستند، اما تمرکزی بر انگیزه‌ی درونی و اصلی کاربران ندارند.

امروزه مردم با لذّات آنی که اینترنت برایشان فراهم کرده است خو گرفته‌اند، از این رو اگر محصول تولیدیِ شما آن لذّت فوری را برای آنان ایجاد نکند، قطعاً آن‌ها را از دست خواهید داد. با توجّه به حجم عظیم اطلاعات و امکانات موجود در اینترنت، کاربران جایگزین‌های متنوّع و بسیاری برای محصول شما خواهند داشت، بنابراین باید انگیزه‌ی درونی کاربران را برای درگیری و استفاده از محصول تقویت کنید.

یکی از نمونه‌های موفق بازی‌ محصول، Starbucks – My Startbucks Rewards است. مشتریان استارباکس بعد از هر خرید یک ستاره می‌گیرند که با آن ستاره‌ها می‌توانند نوشیدنی رایگان بخورند.

بازی‌سازی
بسیاری از سازمان‌ها و استارت‌آپ‌ها در مورد محصولی که تولید کرده‌اند می‌گویند: «محصول ما عالی است! فلان کار را می‌کند، فلان قابلیت را دارد، حتّی می‌تواند فلان کارها را هم انجام دهد.» امّا با همه‌ی این‌ها آن‌ها تنها می‌گویند که محصولشان می‌تواند فلان کار را «انجام دهد»، آیا از خودشان پرسیده‌اند که مشتری «چرا» باید آن را انجام دهد؟

تکنولوژی قابلیت‌های زیادی برای افراد فراهم می‌کند، امّا ضعف بزرگ این شرکت‌ها این است که کاربران انگیزه‌ای برای استفاده از این امکانات ندارند. تصوّر کنید محصولی تولید کرده‌اید که زمان و پول کاربر را ذخیره و زندگی را بهتر می‌کند، امّا کاربر در پاسخ به محصول شما می‌گوید: «خیلی خوب است، فردا ثبت‌نام خواهم کرد.»

کلمه‌ی «فردا» به معنای «هرگز» نیست. در این مورد خاص، مشتریان تحت تأثیر انگیزه‌ی شماره‌ی ۵ تکنیک بازی قرار می‌گیرند: از دست دادن و اجتناب. درواقع آن‌ها از این‌که در عادت و رفتار زندگی خود تغییر ایجاد کنند دوری می‌کنند.

وقتی یک محصول جدید تولید می‌کنید، اساس انگیزشی آن بر پایه‌ی بازی است. شما باید مالیات بپردازید، باید کار کنید و بهتر است که باشگاه بروید. در هیچ‌کدام از این کارها شما بازی نمی‌کنید امّا می‌توانید چاشنی بازی را به آن‌ها اضافه کنید؛ برای مثال محصول NIKE RUN CUB را معرفی می‌کنیم. NRC محصول مشترک NIKE و APPLE است که برای بهتر دویدن ورزشکاران طرّاحی شده. به قابلیت‌های این محصول توجّه کنید:

  • استفاده از GPS برای نمایش مسیر دویدن.
  • هدایت تمرینات از طریق صدا و موسیقی.
  • برنامه‌ی چالش‌های هفتگی و ماهانه برای حفظ انگیزه‌ی شما.
  • ارائه‌ی برنامه‌ی شخصی منطبق بر اهداف بدن‌سازی.
  • رقابت با دوستان و به اشتراک‌گذاری نتایج تمرینات با دیگران.

بازی‌سازی

  • بازی‌سازی محیط کاری

بازی‌سازی محیط کاری به این معنا است که محیط کار سازمان و سیستم آن به‌گونه‌ای طراحی شود که در کارمندان برای انجام وظایفشان به بهترین صورت انگیزه ایجاد کند و به آن‌ها الهام بخشد.

در محیط‌های کاری دو انگیزه‌ی اصلیِ کارمندان برای کار کردن، دریافت حقوق (انگیزه‌ی شماره‌ی ۴: مالکیت) و از دست ندادن شغل (انگیزه‌ی شماره‌ی ۸: از دست دادن و اجتناب) است؛ یعنی کارمندان کار می‌کنند تا هم‌شغل خود را از دست ندهند و هم حقوق دریافت کنند.

مطالعات سازمان گالوپ روی ۱۴۵ کشور دنیا نشان داده که تنها ۱۳ درصد کارمندان از کار خود رضایت دارند و درگیر کارشان می‌شوند. در مقایسه‌ی با آن، ۲۴ درصد آن‌ها عملاً درگیر کارشان نمی‌شوند و این یعنی از کار خود رضایت ندارند و شاد نیستند.

تصور کنید که اندام (سازمان) چگونه می‌تواند رقابت کند درحالی‌که یک‌چهارم ارگان‌هایش (اعضایش) دچار سرطان شده‌اند؟ از این رو، بازی‌سازی محیط کاری اهمیت زیادی در دنیای امروز خواهد داشت.

  • بازی‌سازی بازاریابی

بازی‌سازی بازاریابی هنر طراحی کمپین‌های بازاریابی جامعی است که برای درگیری مشتریان در تجربه‌ی یک محصول، برند، پلتفرم یا خدمت خاصی استفاده می‌شود. در گذشته مردم روی هر تبلیغی کلیک می‌کردند، امّا امروزه آن‌ها پیچیده شده‌اند و تفاوت محتوا و تبلیغ را می‌فهمند.

بازی‌سازی بازاریابی از عناصر بازی و استراتژی‌های آن به این منظور استفاده می‌کند که مخاطب در اولین نگاه و تمرکز درگیر تبلیغ شما شود. بازی‌سازی بازاریابی به دنبال این است که هم مشتری و هم بازاریاب را دائماً با تعاملات متنوّع درگیر کند. بازی‌سازی بازاریابی می‌تواند پلتفرم‌هایی نظیر SEO, social media, Blogging, email marketing و … را بهینه‌سازی کند.

  • بازی‌سازی سبک ‌زندگی

تا قبل از این گفتیم که هدف بازی‌سازی، انگیزه دادن به افراد برای انجام فعالیت‌های مشخصی است. امّا چرا از بازی‌سازی برای انگیزه دادن به خودتان استفاده نمی‌کنید؟ بازی‌سازی سبک زندگی یعنی این‌که اصول بازی‌سازی و هشت انگیزه‌ی اصلی را وارد رفتارها، عادت‌ها و فعالیت‌های خود کنید.

اگر می‌خواهید برای این‌که مردم به آرزوهایشان برسند یک بازی طراحی کنید:

  1. بازی آ‌ن‌ها را پیدا کنید.
  2. وضعیت اولیه‌شان را تحلیل کنید.
  3. درخت مهارت‌هایشان را فرمول‌بندی کنید.
  4. بین دوستان و متحدان ارتباط برقرار کنید.
  5. مسابقه‌های درست را پیدا کنید.
  6. بازی را به تپش درآورید.

رویکردهای بازی‌سازی

بازی‌سازی سه رویکرد مختلف دارد:

رویکرد شناختی (بازی مدنظر چیست و چرا به دنبال طراحی آن هستیم؟)

  • چه مشکلاتی داریم که می‌خواهیم با بازی‌سازی آن را رفع کنیم؟
  • چه راهکارهایی برای حلِّ مشکلات داریم؟
  • این راهکارها چرا مفید واقع نمی‌شوند؟
  • چه ارزش‌هایی می‌تواند این راهکارها را تقویت کند؟
  • مثال: سامسونگ قصد داشت که میزان فروشش را بیش‌تر کند. او با بازی‌سازی توانست برنامه sumsung nation را راه‌اندازی کند که افراد بابت خریدشان امتیاز می‌گرفتند.

رویکرد روانشناسی (بازی چه تأثیرات روانی روی مخاطب دارد؟)

  • ارزش‌های درونی و بیرونی بازی چه چیزهایی هستند؟
  • چقدر بازی اعتیادآور است؟
  • بازیکن برای چه در بازی شرکت می‌کند؟
  • چه مشوّق‌هایی برای ادامه‌ی بازی و یا به اشتراک‌گذاری آن وجود دارد؟
  • کاربران برنامه‌ای مثل فیسبوک به صورت دوره‌ای در این فضا فعالیّت می‌کنند چون بعد از مدّتی عوامل اعتیادآور را پس می‌زنند.

رویکرد محاسباتی (روند بازی چگونه است و آیا عدالت در آن برقرار است؟)

  • بازی چه فعالیّت‌هایی دارد؟
  • به چه فعالیّت‌هایی امتیاز بدهیم؟
  • چه فعالیّت‌هایی به هم وابسته هستند؟
  • بازی عادلانه است؟
  • راهکار انحرافی وجود دارد؟ اگر هست آن را بیابیم و از این‌که کاربر میانبر بزند جلوگیری کنیم.

در مقاله‎ی بعدی با عوامل انگیزشی در بازی‎سازی آشنا می‎شوید.

 

نویسنده: فرزانه عزتی

درباره تیم محتوای آکادمی فرانگر

بیشتر بخوانید

عناصر بازی‌سازی

در دو مقاله‎ی گذشته با مفهوم بازی‎سازی و عوامل انگیزشی در بازی‎سازی آشنا شدید. در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *