خانه / کارگاه‎ها / آموزش طراحی بر مبنای تجربه کاربری / بررسی اپلیکیشن گردشگری – Expedia

بررسی اپلیکیشن گردشگری – Expedia

اکسپدیا

در این مقاله بررسی می­‌کنیم که اکسپدیا چگونه کاربران خود را با اپلیکیشن خود آشنا می­‌کند و چگونه آ‌ن­‌ها را ترغیب می‌کند که آن را نصب کنند.

اگر کاربری به‌طور مثال به دنبال بلیط هواپیمای ارزان باشد و از قبل با هیچ وب‌سایت گردشگری آشنایی نداشته باشد یکی از کلمات کلیدی که ممکن است از آن استفاده کند cheapest fligh می­‌باشد که بعد از گوگل کردن آن یکی از مواردی که با آن مواجهه می­‌شود وب‌سایت اکسپدیا می­‌باشد که در زیر تصویر آن را مشاهده می­‌کنید.

اکسپدیا

بعد از ورود به وب‌سایت اکسپدیا در بالاترین قسمت این وب‌سایت در مورد app توضیحاتی داده شده است که در زیر مشاهده می­شود که برای اینکه کاربران را ترغیب به نصب اپلیکیشن خود کند بیان کرده است که اگر از موبایل استفاده کنند می‌­توانند بیش از ۳۰ درصد در هزینه هتل‌­ها صرفه­‌جویی کنند.

اما اگر کاربر از قبل با این وب‌سایت آشنا باشد و به‌طور مستقیم آن را جست‌وجو کند صفحه زیر را مشاهده می­‌کند که تفاوت این صفحه با صفحه قبلی این است که زمانی که کاربر در جست‌وجوی خود کلمه کلیدی پرواز را استفاده می­‌کند وب‌سایت متوجه می­‌شود که کاربر به دنبال پرواز می­‌باشد پس او را وارد صفحه اختصاصی مربوط به پرواز می­‌کند اما زمانی که کاربر به‌طور مستقیم خود وب‌سایت را جست‌وجو می­‌کند دقیقاً نمی‌­توان متوجه شد که کاربر به دنبال چه هدفی می­‌باشد به همین دلیل بهترین صفحه خود را به او نمایش می­‌دهیم که در اینجا اکسپدیا صفحه Bundle and Save خود را نمایش داده است که در این حالت کاربر هم می­‌تواند هتل هم ماشین و هم پرواز خود را رزرو کند.

اکسپدیا

guides by lonely planet

حال این پلتفرم را بررسی خواهیم کرد؛ همان‌طور که قبلاً بیان شد برای اینکه بتوان یک پلتفرم را ازنظر کاربردپذیری بهبود داد باید بتوان نقاط درد کاربر را پیدا کرد و آن­ها را از بین برد که برای انجام این کار نیاز است که ابتدا کاربران را شناخت و بعد با کمک آن­‌ها نقاط درد را شناسایی کرد؛ پس گام اول شناخت کاربران یا acosystem analysis می‌­باشد.

می­‌خواهیم بدانیم که چگونه این پلتفرم برای انجام یک سفر مورد استفاده کاربران قرار می­‌گیرد برای این کار می­‌توان سؤالاتی تحت عنوان سؤالات WH پرسیده شود به‌طور مثال (Who, Why, What, Where, How and When)

وقتی سؤال WHO پرسیده می‌­شود به دنبال این می­‌باشیم که چه کسانی از این پلتفرم برای مسافرت استفاده می­‌کنند که در نهایت به‌طور خلاصه می‌­توان آن­ها را به دو دسته تقسیم کرد:

The Backpackers

افرادی که رنج سنی بین ۱۸-۲۴ را دارند و با بودجه کم و برای مدت بیش از ۳ ماه با دوستان خود سفر می‌­کنند که به همراه خود تنها یک دستگاه دیجیتال مانند گوشی هوشمند هستند.

The Flatpackers

این افراد داری رنج سنی بین ۲۴-۳۵ می‌­باشند که با بودجه متوسط و مدت زمانی تقریباً یک ماه به همراه چند دستگاه دیجیتال مانند گوشی هوشمند و لپ‌تاپ سفر می‌­کنند.

بعد از پاسخ به این سؤال می‌­توان پرسید که چرا آن­‌ها سفر می­‌کنند و بعد خواهیم پرسید که چه کارهایی را برای سفر انجام می‌­دهند و بعد از آن به دنبال این می‌­باشیم که به این سؤال پاسخ دهیم که آن­ها چگونه به اطلاعات مورد نیاز خود دست پیدا می­‌کنند و در نهایت اینکه چه زمانی به این اطلاعات نیاز دارند؛ بعد پیدا کردن پاسخ این سؤالات آن­‌ها را به‌صورت مرتب شده می‌­توان در شکل زیر مشاهده کرد:

تجربه کاربری

برای اینکه به‌صورت صحیح بتوانیم کاربردپذیری را بهبود ببخشیم حتماً نیاز است که بسیار خوب کاربران خود را بشناسیم. از این تحلیل این نکته به دست آمد که از این پلتفرم بسیار در قبل و بعد از سفر استفاده می­‌شود اما در حین سفر بسیار کم مورد استفاده قرار می‌­گیرد.

قدم بعدی user research می‌­باشد که برای به دست آوردن اطلاعات باارزش در این زمینه از تعدادی از مسافرانی که با مخاطبان هدف ما هماهنگ می­باشند استفاده شد و از آن­‌ها ۱۲ سؤال open ended شبیه زیر پرسیده شد:

  • چرا آن­‌ها سفر می‌­کنند
  • چه فعالیت­‌هایی در حین سفر انجام می­‌دهند و چگونه برای آن تصمیم می‌­گیرند
  • در حین سفر با چه موانعی روبه‌رو شده‌­اند و چگونه آن­‌ها را از بین برده‌­اند؟
  • و سؤالاتی دیگر…

بعد از تمام کردن مصاحبه متوجه شدند که بسیاری از افراد به‌ویژه افراد دسته اول یعنی Backpackers‌ها با مشکلاتی مواجه می‌­شوند. آن­‌ها بیان کردند که برای اینکه بتوانند برای سفر خود برنامه‌­ریزی کنند نیاز می­‌باشد که بسیاری از وبلاگ­‌ها و وب‌سایت‌ها را بررسی کنند اما نمی‌­توانند به همه آن­‌ها اعتماد کنند و به همین دلیل با توجه به وبلاگ‌­های محبوب و یا با استفاده از پیشنهادهای دوستان خود تصمیم‌­گیری می­‌کنند و به‌طور کلی آن­‌ها دوست ندارند که کل وبلاگ را بخوانند چرا که آن­ها باید بلاگ‌­های زیادی را بخوانند تا اینکه بتوانند برای سفر خود برنامه‌­ریزی کنند. همین‌جا می‌­توان متوجه شد که این یک نکته می­‌باشد و برای کاربران یک نقطه درد حساب می‌­آید درصورتی‌که این اپلیکیشن نیز مکانی است که در آن داستان­‌های مختلف توسط مسافران مختلف در فرم بلاگ نوشته شده است و اینکه این بلاگ­‌ها بسیار طولانی می­‌باشند به همین جهت می‌­توان با توجه به مصاحبه‌­ای که با افراد شد به این نتیجه رسید که این قسمت از اپلیکیشن نیاز به طراحی دوباره دارد و باید این قسمت به‌جای یک بلاگ طولانی با محتوایی که برای مسافران مفید می‌­باشد جایگزین شود.

تا اینجا متوجه شدیم که نقطه درد کجاست و باید برای آن راه‌حلی در نظر گرفت به همین دلیل باید برای پیدا کردن راه‌حل برای آن یک brainstorming ایجاد کرده و یک راه‌حل مناسب با همفکری همدیگر پیدا کنیم که بعد از این جلسه این نتیجه گرفته شد که بهتر است به‌جای متن­‌های بلند و طولانی که کاربر حوصله خواندن آن را ندارد فقط به مسافر اجازه داده شود که نقشه مکان خود را قرار دهد و به آن مکان چند عکس اضافه کند و همچنین یک توضیح مختصر بدهد و اینکه یک سری تگ‌­ها به آن بیافزاید. و همچنین آن­ها می‌­توانند مسافرانی را که به آن­‌ها اعتماد دارند را فالو کرده و اینکه پست­‌هایی که آن­ها دنبال می­‌کنند را مشاهده کنند.

بعد از طراحی چیزی که در brainstrorming به نتیجه رسید می‌­توان از کاربران خواست، ویژگی­‌هایی که قرار است برای این قسمت از اپلیکیشن اضافه شود را بر اساس اهمیت مرتب کنند که به آن card sorting گفته می­‌شود و بعد از آن می­‌توان بهتر طراحی را انجام داد که می‌­توان بعد از این فرآیند یک نمونه اولیه از طراحی جدید یا MVP ایجاد کرد و پروتوتایپی که کاربر بتواند از آن استفاده کند را به کاربران داد و فیدبک گرفت و در نهایت نتیجه نهایی را برای اپلیکیشن خود اعمال کرد.

درباره تیم محتوای آکادمی فرانگر

بیشتر بخوانید

تجربه کاربری

بررسی وب‌سایت‌های گردشگری (قسمت چهارم)

Priceline.com Priceline یک وب‌سایت با خدمات گردشگری است که در زیر محصولاتی که این وب‌سایت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *